اخیرا وزارت بهداشت بخشنامه ای صادر کرده است که به موجب آن اشتغال پزشکان در بیش از دو موسسه پزشکی ممنوع شده است، بر این اساس از تاریخ ابلاغ بخشنامه، این دو محل باید در پروانه مطب پزشکان مشخص و قید شود و هر گونه فعالیت خارج از دو موسسه، اکیدا قدغن است و پیامدهایی برای پزشک و مسوولین مراکز پزشکی خواهد داشت، پیآمدهایی که معرفی به تعزیرات یکی از آنهاست؛ عدم پرداخت تعهدات بیمه، لغو قراردادها و کاهش اعتبارات از جمله دیگر اقداماتی است که برای “پزشکان خاطی” در این بخشنامه پیش بینی شده است.
با توجه به این بخشنامه، ذکر نکات زیر ضروری به نظر می رسد:
۱- مسلما پزشکان هم مایل هستند تا فرصتی برای استراحت، مطالعه و رها شدن از استرسهای دائمی محل کار خود داشته باشند، اما جا دارد مسوولان محترم به جای برخورد سلبی، ابتدا از خود بپرسند که چرا پزشکان (بویژه پزشکان عمومی) می خواهد خود را از اوقات فراغت محروم کنند و در چندین مرکز مشغول به کار شوند؟
در شرایطی که طبق اعلام منابع رسمی در تابستان سال ۹۱ خانورهای شهری با درآمد زیر یک میلیون تومان زیر خط فقر به حساب می آیند، مقایسه در آمد بسیاری از پزشکان عمومی با این خط فقر، ابعاد تاسف باری از وضع پزشکان را در کشور ما آشکار می کند که می تواند توجیه کننده پر کاری جبرانی پزشکان و علت مهاجرت بی رویه آنان باشد. (طبق آمار اعلام شده در اواخر سال گذشته، حدود ۱۰ هزار پزشک در ۵ سال گذشته مهاجرت کرده اند)
مقایسه درآمد متوسط پزشکان عمومی در ایران با کشورهایی که از نظر میانگین در آمد سرانه با کشور ما برابری می کنند، این حقیقت ناگوار را آشکار می کند که پزشکان ایرانی در شرایط متعارف بسیار کمتر از همتایان خود در کشورهای مشابه درآمد دارند.
در شرایطی که بطور سنتی مردم، پزشکان را قشری مرفه و پر درآمد می دانند (و متناسب با آن انتظارات بالایی دارند) سطح درآمدهای پایین در کنار تورم و عدم رشد تعرفه های پزشکی متناسب با تورم جاری، تنها یک راه را برای آنانی که می خواهند در این کشور بمانند و به مرز و بوم خود خدمت کنند باقی می گذارد: جبران مافات از طریق فشار کاری روزافزون
مطمئنا اگر حداقل درآمد پزشکان همتا در کشورهای دیگر، برای پزشکان ما نیز فراهم شود، کمتر کسی پیدا خواهد شد که رنج شیفتهای متوالی یا انجام جراحی های متعدد و ساعات طولانی حضور در بیمارستانها را به جان بخرد.
۲- اگر مسوولان وزارت بهداشت طرح پزشک خانواده را نجات بخش اقتصاد پزشکان عمومی می دانند ( همانگونه که بارها از طریق تریبونهای رسمی درآمد احتمالی پزشکان عمومی در طرح پزشکان خانواده را تا ۱۰ میلیون تومان ماهانه اعلام کرده اند) ابتدا بد نیست بر اساس سرانه های محاسبه شده در دستورالعمل های خود، واقعی بودن مبالغ اعلام شده در تبلیغات رسانه ای را بررسی کنند و سپس محل تامین همان مبلغ اندک نیز روشن گردد، چرا که تاکنون چنین درآمدی در چارچوب طرحهای وزارت بهداشت محقق نشده است. بدیهی است بسیاری از پزشکان در صورت تحقق این شعارها، از کاهش ساعات کاری خود نه به صورت اجباری، بلکه حتی بصورت اختیاری استقبال خواهند کرد.
۳- مشکل دیگر، مشکل نیاز مراکز درمانی و بهداشتی است. بسیاری از مراکز جراحی و درمانگاهها و مراکز بهداشتی در شیفتهای خود از پزشکانی کمک می گیرند که در چند مرکز دیگر نیز مشغول به کار هستند. مسلما این مراکز نیز خوشحال خواهند شد نیروهایی منحصر به خود در اختیار داشته باشند تا برنامه ریزی دقیقتری انجام دهند، اما با توجه به اینکه پزشکان آنها ساعاتی اضافه تر از اضافه کاری خود را به این مراکز اختصاص می دهند، قطع روال معمول باعث ایجاد یک خلا بزرگ در تمام مراکز درمانی سطح کشور خواهد شد.
۴- کاش می شد به این نکته اشاره نکنیم، اما حداقل انتظاری که از یک نامه رسمی در سطح وزارت می رود، رعایت ابتدایی ترین اصول نگارشی و بر انگیختن حس احترام متقابل و روحیه خدمت رسانی است. اما متاسفانه چنین چیزی در لابلای سطور بخشنامه یافت نمی شود.
پاراگراف اول نامه پر است از محتوای شعار گونه ای که به سالاد کلمات شباهت دارد، به گونه ای که اولین فعل آن را می توانید در سطر هفتم پیدا کنید! اعلام پیامدها و لحن تهدید آمیز موجود در بخش دوم نامه نیز، حس همکاری بین جامعه پزشکان و وزارت بهداشت را خدشه دار می کند، بعنوان مثال این سوال به ذهن می رسد که تهدید به حل ماجرا از طریق تعزیرات چه جایگاهی می تواند در این میان داشته باشد.