احسان رحیمزاده
پزشکان و پرستاران در قاب جنگ
فیلمهای کیمیا (احمدرضا درویش؛ ۱۳۷۳) پرستار شب (محمدعلی نجفی؛ ۱۳۶۶)، نجات یافتگان (رسول ملاقلیپور؛ ۱۳۷۴) شیدا (کمال تبریزی ۱۳۷۷) تعدادی از آثار سینمایی -هستند که حضور پرستاران در جبهههای جنگ را به تصویر کشیدهاند. در ادبیات داستانی ایران نیز مقاومت شیرزنان مناطق اشغالشده در کتاب «دا» به تصویر کشیده شده است. فعالیت زنان امدادگر در درمانگاههای صحرایی در جبهههای جنگ بخشی از ماجراهای این کتاب را تشکیل میدهد.
در بین این آثار هیچکدام موفق نشدهاند به اندازه فیلم «روزهای زندگی» شخصیت پرستار را جاندار و باورپذیر خلق کنند. در این فیلم با یک زوج پزشک و پرستار طرفیم که بده و بستانهای عاطفیشان باعث جذابتر شدن هر دو شخصیت میشود.
این فیلم سال گذشته در جشنواره فجر در ۱۴ رشته نامزد دریافت سیمرغ بلورین شد. دیپلم افتخار بهترین فیلم، سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی و سیمرغ بلورین بهترین بازیگر زن از جمله جوایز این فیلم در جشنواره سیام فجر هستند.
داستان فیلم درباره چند پزشک و پرستار شجاع و از خودگذشته است که در یک بیمارستان صحرایی شلوغ و کم امکانات در نزدیک خط مقدم جبهه به درمان مجروحان مشغولند.
یک داستان واقعی درباره پزشکان جنگی
به گفته شیخ طادی کارگردان فیلم، موضوع روزهای زندگی کاملا واقعی بوده است. او گفته است: «پزشکانی که در زمان جنگ در این بیمارستانها مشغول به کار بودند از خارج کشور آمده بودند و تجربه کارهای نظامی را نداشتند و با جنگ به سبک انسانی برخورد میکردند. یکی از موضوعات جالبی که در بیمارستانهای صحرایی زمان جنگ به چشم میخورد، یکدستی و یکرنگی تمام کسانی بود که در آنجا به عنوان بیمار و فارغ از درجه، جایگاه، مقام و منصب در کنار یکدیگر به مداوا پرداخته میشدند.»
شیخ طادی این اثر سینمایی را ادای دین به همه پزشکان و پرستارانی میداند که در دوران دفاع مقدس از جان مایه گذاشتند و در دفاع از میهن ایستادگی کردند. او درباره حوزه پزشکی کار گفته است: «شاید در بخشهایی از این اثر سینمایی جزییات رعایت نشده باشد اما در بخشهای مربوط به عمل جراحی از کارشناسان پزشکی مشاوره گرفتیم.»
در خلاصه داستان فیلم آمده است: ۵۰ کیلومتر دورتر از خط مقدم چند پرستار متخصص زن و مرد و مسوول تیم پزشکی دکتر امیرعلی و همسرش در این بیمارستان مشغولاند؛ فشار دشمن شدید است و بیمارستان از هر سو زیر آتش و هجوم هواپیما، تانکها و نیروهای عراقی است. بسیاری از پرستاران مجروح فرصت ترک و خروج از محاصره را مییابند اما امیرعلی در اثر انفجار نابینا میشود. او و همسرش در موقعیتی قرار میگیرند که تاکنون تجربه نکردهاند. این نابینایی امیرعلی را به بصیرتی قلبی و روحی میکشاند. او به حقایق هستی بینا شده و…
نمایش ایثارگری بانوان پرستار با نقشآفرینی هنگامه قاضیانی
هنگامه قاضیانی که یکی از بهترین بازیهایش را در فیلم «به همین سادگی» ساخته رضا میرکریمی ارائه داده، در فیلم روزهای زندگی در نقش پرستاری به نام ناهید نیز خوش درخشیده است. ناهید و امیرعلی زن و شوهری هستند که برای کمک به رزمندگان راهی جبهه شدهاند. هنگامی که رزمندگان، دکترها و بسیجیها مشغول شادمانی هستند، خبر میرسد دشمن هنوز در حال حمله است. عراقیها به این بیمارستان حمله میکنند و دکتر امیرعلی (حمید فرخنژاد) و همسر پرستارش ناهید (هنگامه قاضیانی)، حماسه میآفرینند و با فداکاری از مجروحان پرستاری میکنند و در همین حال، تعدادی از دکترها و پرستارها شهید میشوند. امیرعلی کور میشود و ناهید نیز تیر میخورد. ناهید نمادی از ایثارگری بانوان فعال در جنگ است. این بازیگر با نقشآفرینی در «روزهای زندگی» موفق به کسب سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن شد. قاضیانی در نشست مطبوعاتی «روزهای زندگی» با اشاره به صحنههای مربوط به عمل جراحی اظهار داشت: «برای حضور بهتر در این بخشها بارها به بیمارستان سینا رفتیم و از نزدیک شاهد عمل باز قلب چند بیمار بودیم.»
فرخ نژاد پزشک میشود
حمید فرخنژاد به معرفی نیاز ندارد. بازیگرخونگرم جنوبی که در فیلمهای موفق فیلمهای «چهارشنبهسوری»، «آتشکار»، «به رنگ ارغوان» و …. نقشآفرینی کرده است. او در این فیلم نقش یک پزشک را در یکی از بیمارستانهای پشت جبهه بازی میکند. امیرعلی در روزی که عراق قطعنامه را زیر پا میگذارد، بر اثر انفجار نابینا میشود. البته این پزشک وظیفهشناس در بدترین شرایط هم مسوولیت اهدای زندگی به دیگران را فراموش نمیکند.این بازیگر درباره نقشش گفته است: «این نقش برای من از دو جهت جذاب بود؛ اول اینکه تاکنون نقش پزشکان را بازی نکرده بودم و دوم اینکه نقش نابینا را هم در تجربه کاریام نداشتم و در عین حال از فیلمنامه هم خوشم آمد. ابتدا که فیلمنامه پیشنهاد شد، از آن خوشم نیامد و فیلمنامه اولیه را نپذیرفتم، اما پس از آن فیلمنامه تغییر کرد و نظر من نیز به آن جلب شد.علاقهمندم در کارهایم تنوع داشته باشم. به نظرم افت بازیگر زمانی آغاز میشود که در یک نقش تکرار شود و بخواهد براساس حافظه تماشاگر کارش را انجام دهد. بازیگری موفقتر است که نقشهای مختلف را ارائه دهد و بتواند همه این شخصیتهای متفاوت را خوب بازی کند.»
پزشکی که با غسل شهادت خمپاره از دست رزمنده جدا کرد
دکتر نوری، همرزم شهید همت که تجربه درمان رزمندگان را در جبهه داشته است در نشستی دانشجویی با حضور عوامل فیلم «روزهای زندگی» از خاطرات جنگیاش گفت و همچنین صحنههای پزشکی این فیلم را نقد کرد. او فداکاریهای پزشکان و پرستاران دوران دفاع مقدس را اینگونه تحلیل کرد: «خاطرم هست؛ خمپارهای در بازوی رزمندهای رفته و در حال انفجار بود حتی تخریبچیها از ترس انفجار خمپاره حاضر به خارج کردن آن از بدن رزمنده نبوند اما یک پزشک در حالی با رشادت خود خمپاره را از دست رزمنده درآورد که غسل شهادت کرده بود چون هر آن احتمال میرفت خمپاره منفجر شود.»
وی در ادامه تاکید کرد: «در عملیات والفجر پزشکی به نام دکتر فرشید همتی، مسوول بهداری بود، خاطرم هست برادر رزمندهای جلوی چشمش شهید شده بود؛ سرباز عراقی که برادر این رزمنده را به شهادت رسانده بود مجروح بود و وی را برای مداوا به همان بهداری آوردند.»
همرزم شهید همت گفت: «این رزمنده به حدی ناراحت و عصبانی بود که اسلحه را برداشت تا عراقی را بکشد اما دکتر همتی در برابر این رزمنده مقاومت کرد و به گوش این رزمنده سیلی زد و او را از بهداری بیرون انداخت.»
دکتری که ۷۲ ساعت بیدار ماند
همین دکتر همتی که فیلم بر اساس او ساخته شد، بارها شده بود ۷۲ ساعت نخوابیده بود و در سرمای زمستان روی سرش آب میریخت تا بتواند برای مداوای بیماران بیدار بماند. نوری در خصوص حضور مجاهدانه زنان در دفاع مقدس خاطرنشان کرد: «در زمان دفاع مقدس همان طور که در این فیلم به تصویر کشیده شده زنان زیادی داشتیم که در خط مقدم و در برابر هجوم و پیشروی عراقیها به اسارت گرفته شدند، به عنوان مثال خانم ناهیدی که پرستار زمان جنگ بود، اسیر شد و بعد از چند سال از اسارت آزاد شد.»
۲۰ مجروح سوار بر یک آمبولانس
همرزم شهید همت در خصوص تداعیکننده بودن صحنههای فیلم روزهای زندگی از خاطرات جنگ گفت: «خاطرم هست وقتی عراقیها به خط زده بودند و پیشروی صورت گرفته بود ما همه بیماران را در بیمارستان صحرایی روی یک وانت قرار داریم و نزدیک به ۲۰ مجروح را سوار بر یک آمبولانس کردیم تا بتوانیم از منطقه دور شویم.» وی گفت: «رزمندههای مجروحی که در کانال بودند فقط از ما درخواست آب میکردند و هیچ کدام نمیخواستند آنها را به عقب برگردانیم.»
ارائه چهرهای خاکستری از پزشکان
فیلم نگاه دوگانهای به پزشکان دارد. اگرچه کارگردان فداکاریهای پزشکان و پرستاران حاضر در جنگ را به تصویر میکشد، اما از آن طرف از نمایش تعداد محدودی پزشک فرصتطلب هم غافل نمیشود. نشان دادن این افراد باعث میشود پزشک فداکار داستان چهره باور پذیرتری پیدا کند. منظور از پزشک فرصتطلب شخصیتی است که برای دریافت حق مأموریت، مزایا و امتیازات درجبهه حاضر شده است. یکی از سکانسهای تکاندهنده فیلم جایی است که پرستاران در سختترین شرایط جنگی دنبال تعدادی کمپوت و بیسکویت هستند تا مجروحانشان را از گرسنگی و تشنگی نجات دهند. البته در این فیلم وقتی پزشکان عملیات امدادرسانی انجام نمیدهند، خودشان دست به اسلحه میشوند و در مواقع لازم از جان دیگران حفاظت میکنند.
1 thought on “نگاهی به فیلم روزهای زندگی به بهانه انتشار در شبکه سینمای خانگی”