آنچه باید در مورد خطاهای پزشکی مورد توجه قرار دهیم

یکی از متخصصین محترم پزشکی قانونی، برای روشنگری در مورد جریان رسانه ای اخیر پیرامون خطاهای پزشکی، نامه ای نوشته اند که عینا جهت اطلاع خوانندگان عزیز در سایت درج می کنیم. سایت مداپل اماده است تا نظرات دیگر فعالان را در این خصوص منتشر کند.

خطای پزشکی

جناب آقای انواری، اعضایی محترم کانال” خطای پزشکی” و هر کسی که این نامه را می خواند.

سلام

به عنوان یک معلم دانشکده طب که بالغ بر ۲۰ سال از زندگی خود را در شغل شریف معلمی گذرانده ام و نیز افتخار دارم که چیزی حدود همین مدت به عنوان یک پزشک به مردم بزرگوار کشورم خدمت کرده ام مطالبی چند را به استحضار شما عزیزان می رسانم.
اینجانب علاوه بر کسب مدرک پزشکی عمومی، در رشته تخصصی پزشکی قانونی نیز تخصص گرفته ام و در دانشکده حقوق نیز موفق به اخد کارشناسی حقوق شده ام و عضو گروه اخلاق پزشکی دانشگاه نیز هستنم. بنابراین سخنان بنده نشأت گرفته از دانش پزشکی، پزشکی قانونی ، اخلاق و قانون است. این را از این بابت عرض کردم که خوانندگان گرامی این نوشته بدانند عرایض بنده حاصل سالها تلاش ، کوشش ، مطالعه و تحقیق در این امور است. امیدوارم که بی طرفانه و در کمال عدل و انصاف عرایض اینجانب را مطالعه کرده و سپس نتیجه گیری نمایید.

۱٫ علم پزشکی با پیشرفت بسیار قابل توجهی که در قرن اخیر و خصوصاً دهه گذشته داشته است موفق به کشف درمان بسیاری از بیماریها شده است. برای مثال دیگر کسی از آبله نمی میرد، بیماریهای مسری و کشنده ای چون سل، سیفلیس،وبا ، حصبه ، تراخم و بسیاری بیماریهای دیگر کنترل شده اند و درمان آنها بسیار راحت و ممکن می باشد.
اما در کنار این بیماریها، بسیاری موارد دیگر هست که هنوز دانش بشری، راهی برای کنترل و درمان آنها نیافته است.از جمله بیماری ایدز که میلیونها نفر را کشته و می کشد و یا پاره ای از بیماریهای دیگر از جمله اغلب سرطانها و ……
این بیماریها در شرایط فعلی قربانیان خود را می کشند و دانش پزشکی نیز در درمان این امراض قاصر است بنا براین هر کس از افراد جامعه از رئیس جمهور یک کشور گرفته تا یک معتاد خیابانی اگر مبتلا به سرطان شد یعنی در شرایط فعلی تقریباً درمان موفقی برای وی وجود ندارد و قطعاً خواهد مرد (البته بجز معدود مواردی از سرطانها که امیدهایی در امر درمان آنها حاصل است ) .
از این دست بیماریهای بسیارند که بشر در تمامی دنیا از درمان آنها ناتوان است حال شما قضاوت کنید آن برادر عزیزی که مدعی است که دکتر ها مرض بیمارش را تشخیص نداده اند و یا درست درمان نکرده اند چقدر بر اساس عدل و انصاف اظهار نظر می کند؟

۲٫ دوستی در کانال شما (کانال خطای پزشکی) نوشته بودند که بیمارش به علت آمبولی فوت شده است و این امر را به خطای پزشک مربوط دانسته بودند .
برادر عزیزم آمبولی از جمله بیماریهایی است که همیشه یک جراح یا ارتوپد به آن فکر می کند ولی واقعیت این است که علم پزشکی نه قادر است به صورت قطعی جلوی ایجاد آمبولی را بگیرد و نه وقتی که ایجاد شد امکان درمان قطعی آن وجود دارد.
آری آمبولی می کشد و شاه و گدا نمی شناسد شاید اگر شما برادر عزیزمن از این موضوع مطلع بودید هرگز چنین مطلبی را نمی نوشتید.
آیا بیماری آمبولی را پزشک معالج در بدن بیمار شما گذاشته بود؟
کاش کمی انصاف داشتیم …
۳٫ یکی از هنرمندان خوش صدای کشورمان در مصاحبه خود اظهار کردند که به علت تزریق آمپول اشتباهی توسط یک پزشک دچار فلج شده ام!
برادر عزیز و هنرمند من شما در کودکی مبتلا به بیماری فلج اطفال شده اید و هیچ دلیل دیگری برای فلج شدن پاهای شما وجود ندارد و خود نیز خیلی خوب ازاین موضوع با خبر هستید! حال چرا چنین صحبتی را مطرح می کنید و جامعه را نسبت به پزشکان بد گمان می کنید فقط خدا می داند؟
امیدوارم که نا آگاهی شما از دانش پزشکی موجب شده باشد که چنین مطلبی را عنوان کرده باشید.

۴٫ دیشب در یک بیمارستان دولتی برای ویزیت یک بیمار رفته بودم. مادری نوزادش را در آغوش داشت و به شدت عصبانی بود و رکیک ترین فحش ها را به پرستار بخش نوزادان نثار می کرد!
در کمال ادب و آرامش علت را جویا شدم این مادر عصبانی گفت به علت زردی شدید دوران نوزادی ، فرزندش را برای آزمایش خون به بیمارستان آورده و پرستار برای گرفتن خون از این شیرخوار چندین بار سوزن را وارد بدن فرزندش کرده تا بالاخره بعد از ۶ بار سعی، توانسته از این نوزاد خون بگیرد و حال این مادر مدعی بود که پرستار کارش را بلد نبوده و به اصطلاح خودش ” فرزندم زیر دست یک پرستار……. سوراخ سوراخ شد!”
به ایشان توضیح دادم که خونگیری از نوزادن کاری است که هیچ انسانی در دنیا نمی تواند ادعا کند با یک بار تلاش می تواند آن را انجام دهد. خونگیری از نوزاد بسیار سخت تر از نخ کردن یک سوزن توسط فردی است که مشکل جدّی بینایی دارد و دست بر قضا عینکش را نیز به همراه ندارد.
این مادر عصبانی و بی قرار (ولی منصف) با حرفهای منطقی من آرام شد و بلافاصله از پرستار بیچاره عذر خواهی کرد.
اما شاید اگر فردی مثل من آنجا نبود که با حوصله برای این مادر توضیحات لازم را بدهد الان او هم عریضه ای برای گروه شما نوشته بود و جامعه پرستاری را مورد عنایت ویژه قرار می داد!
کاش از این مادر گرامی سوال کرده بودم آیا زردی نوزادی را این پرستاردر بدن فرزند تو قرا داده بود؟ و آیا این پرستار در ساعت ۱۱ شب جز قصد کمک به تو و فرزندت هدف دیگری داشت ؟
گاه ما آدمها چقدر بی انصافیم؟

۵٫ بیماری به علت تومور سرطانی در مغزش، تحت عمل جراحی قرار گرفت. عمل انجام شد و بعد از عمل بیمار چند دوره شیمی درمانی شد . اما متأسفانه به علت موقعیت بسیار بد تومور در مغز وی ، بیمار بعد از عمل جراحی دچار فلج کامل سمت چپ بدن شد. همسر بیمار از جراح شکایت کرد و بالغ بر یک سال این پزشک را در دادگاه درگیر این شکایت نمود. شاید اگر کسی پیدا می شد که از ابتدا به بیمار و همراهان وی توضیح می داد که وضعیت قرار گیری این تومور در مغزبیمار و سرطانی بودن آن موجب شده است که درمان قطعی وجود نداشته باشد وقطعاً این عمل با عوارضی چون فلج همراه خواهد بود این گله مندی در همسر بیمار پیش نمی آمد.
اما سوال من از همسر این بیمار این است که آیا این تومور سرطانی را پزشک جراح در سر بیمار شما گذاشته بوده است؟ و آیا جراح قصدی جز کمک به شما داشته است؟
کاش کمی انصاف داشتیم.
چنین بیمارانی در هر کجای دنیا محکوم به این سرنوشت هستند و ناجی افسانه ای برای نجات این افراد وجود ندارد مگر اینکه خداوند بزرگ از طریق معجزه این افراد را نجات دهد.
اما مطمئن هستم که قدرمسلم ، معجزه کار ما پزشکان نیست.

۶٫ بسیاری از بیماران تصادفی به علت شدت ضربه وارده دچار آسیبهای جدّی می شوند که هیچ پزشکی در مجهز ترین مراکز درمانی دنیا نیز نمی تواند برای ایشان کاری انجام دهد.
برای مثال فردی که به علت ضربه وارده به سرش دچار له شدن نسج مغز شده است . برای چنین بیماری هیچ کس، هیچ کاری نمی تواند بکند (حتی پرفسور سمیعی در کشور آلمان) و قطعاً این فرد محکوم به مرگ است .
حال آیا رواست گناه فوت این چنین بیمارانی را به گردن پزشک و پرستار انداخت؟ آیا وجدان شما اجازه می دهد که پزشک و پرستار بی گناهی را به خطا و قصور محکوم کنید؟
دوستان ملاحظه می فرمایید تمامی ادعا ها و گله مندیهای شما عزیزان ناشی از بی اطلاعی شماست البته حق هم دارید که بی اطلاع باشید مگر می شود که همه افراد جامعه از همه علوم آگاه و مطلع باشند؟ مگر می شود که ۸۰ میلیون جمعیت کشور همه اطلاعات پزشکی و پرستاری کاملی داشته باشند؟
راستی شما عزیزان می دانید در سال چند میلیون عمل جراحی در کشور ما انجام می شود و چند صد میلیون بار پزشکان بیماران را ویزیت می کنند و بسیاری از ایشان را از مرگ حتمی نجات می دهند؟ آیا میدانید که پرستاران، ماماها، و سایر اقشار جامعه پزشکی در طی سال چند صد میلیون بار به شما هموطنان عزیز من و خانواده عزیزتان خدمت می کنند.
آیا می دانید که بسیاری از جامعه محترم پرستاری این سرزمین حداقل ۱۵ شب در ماه به دور از خانواده و فرزندان خود در حال خدمت به همچون شمایی هستند که دردمند و بیمار شده اید و اجر مادی که دریافت می دارند از جمله پایینترین حقوق کشوری به ازای زحمتی که می کشند می باشد اما با عشق و علاقه و با افتخار به شما هموطن عزیز خدمت می کنند.
شما خانمهای محترم کدامتان حاضرید برای ماهی حدود یک و نیم میلیون تومان ۱۵ شب در ماه به دور از فرزندان دلبندتان تا صبح بیدار باشید و کار کنید. کدام یک از شما آقایان مدعی، حاضرید برای چنین مبلغی همسرتان شب در خانه نباشد و به دور از شما تا صبح بر بالین ده ها بیمار بیدار باشد و زحمت بکشد؟

به قول یکی از بزرگان فرهنگ و ادب این سرزمین:
چشمها را باید شست ، جور دیگر باید دید…

عزیزان من عینک بدبینی را از جلوی چشمان خود بردارید و با عدل و انصاف و بر اساس انسانیت و شرافت، یک بار دیگر به حرفهایی که زده اید و داستانهایی که گفته اید فکر کنید. شاید بسیاری از شما از کرده خود پشیمان شوید!
در رشته پزشکی هم مانند سایر رشته ها ممکن است افراد نا لایق و به دور از اخلاق وارد شده باشند. مگر ما در جامعه مهندسین، وکلا، قضات، معلمین، رانندگان، کارمندان ، کارگزان و سایر اقشار جامعه افراد ناشایست و نالایق نداشته ایم آیا اگر معدود مواردی از خطا و قصور در یک قشر از جامعه دیده شد باید همه اقشار آن صنف را با یک چوب زد و همه ایشان را افرادی ناصالح و فاسد دانست؟
در چنین مواردی ارگانهای مختلفی برای رسیدگی به خطای جامعه پزشکی وجود دارند که با جدّییت با این خطاها بر خورد می کنند
برای نمونه می توان به دادسرای جرایم پزشکی، پزشکی قانونی، سازمان نظام پزشکی، معاونت درمان دانشگاه ها ، شورای حل اختلاف، دادگاه کیفری، دادگاه مدنی ، تعزیرات حکومتی و… اشاره نمود.
در یک جامعه قانون مند با افراد متمدن و عاقل، مسلماً برای پیگیری شکایات پزشکی باید به چنین مراجعی مراجعه نمود و این یک رفتار منطقی و بر اساس عقل و تدبیر است ،نه اینکه با ایجاد فضای متشنج در اذهان عمومی، موجب نگرانی و تحریک مردم شد.
دوست عزیزی نوشته بودند که خاله ایشان به علت خوردن فسنجان در بیمارستان خونش رقیق شد و مُرد!!!!؟ و به هر کجا شکایت بردیم نتیجه نگرفتیم و در انتها نتیجه گرفتند که پزشک معالج موجب مرگ بیمارش شده است!!!!
برادر یا خواهر عزیز، اگر از حرف کاملاً غیر علمی و غیر منطقی و بی پایه و اساس شما بگذریم؛ وقتی شما در تمامی مراجع رسیدگی کننده به شکایات پزشکی، از پزشک مذکور شکایت کرده اید و همگی به شما گفته اند که این پزشک خطایی نکرده است چرا باور نمی کنی که اشتباه کرده ای ، چرا باز بر این اشتباه خود پافشاری می کنی و چرا به خودت دروغ می گویی و از همه مهمتر چرا به دیگران هم دروغ می گویی؟

برادر عزیزم ،آقای انواری شما که ظاهراً انسان تحصیل کرده ای هستید، شما نیز با به اشتراک گذاشتن چنین مواردی که از واقعیت و عقل و انصاف فرسنگها فاصله دارد بزرگترین ظلم را در حق نه تنها جامعه پزشکی ، که بر علیه تمامی مردم این مرز و بوم می کنید.
اینجانب به هیچ عنوان قصد ندارم چنین اظهار نظر کنم که هیچ یک از کادر درمانی مرتکب خطا نمی شوند. اما اینگونه سیاه نمایی شما عزیزان، رفتن به بیراهه ای است بسیار خطرناک و نتیجه ای جز از بین رفتن اعتماد مردم به جامعه پزشکی و صد البته از بین رفتن اعتماد جامعه پزشکی نسبت به مردم نخواهد داشت.
که این مورد دوم بسیار خطرناکتر و مخربتر است. و وای به روزگار مردمی که جامعه پزشکی آن نسبت به درمان مردمش بی تفاوت و بی اعتماد شود.
به جرأت بگویم که در چنین جامعه ای دیگر هیچ معیار اخلاقی و انسانی باقی نخواهد ماند. و در چنین جامعه ای انسانیت، اخلاق ، مذهب و شرافت همه و همه از یاد رفته اند.
پس دوستان و هموطنان عزیز کاری کنیم که انسانیت و شرافت با قصه سازیها و بهانه جویی های ما از قلوب جامعه پزشکی و پیراپزشکی ایران رخت بر نبند که اگر چنین شود وای بر همه ما …

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*