به یاد عمران صلاحی – طنزپرداز شهیر

عمران صلاحی، طنزپرداز و شاعر بنام ایران، سه‌شنبه یازدهم مهرماه ۱۳۸۵ در سن شصت سالگی درگذشت. با تاسف ضایعه فقدان این هنرمند عزیز و پیشکسوت را به جامعه فرهنگی کشور تسلیت عرض میکنیم.مطالب زیر به یاد عمران صلاحی جمع آوری شده اند:

پیش در آمد

عمران متولد ۱۳۲۵ در تهران بود، با توجه به این كه پدرش اردبیلی (همشهری) و مادرش از مهاجران باکویی بود، وی نیز تا پانزده سالگی به همراه خانواده در تبریز(باز هم همشهری) زندگی می‌کرد. در سال ۱۳۴۰ پدر عمران درگذشت و وی به همراه خانواده به تهران آمد.

عمران از نوجوانی به انجمن‌های ادبی می‌رفت و از دلبستگان ادبیات بود. او که از هجده سالگی برای مجله «توفیق» طنز می‌نوشت، از سال ۱۳۴۵ رسما به عنوان نویسنده به «توفیق» پیوست و البته همچنان شعرهای جدی نیز می‌سرود. او در مدرسه مترجمی زبان انگلیسی تحصیل کرد و از سال ۱۳۵۲ به استخدام سازمان رادیو تلویزیون درآمد که پس از انقلاب نیز ادامه یافت.

نمونه‌ای از نگاه رندانه صلاحی

طنز زیر كه از مجموعه «حالا حكایت ماست» انتخاب شده،‌ نمونه كوچكی است كه طرز نگاه صلاحی به مسائل فرهنگی و اجتماعی و همچنین تسلط وی بر ادبیات و نظم را نشان می‌دهد.

ماجرا آن است كه قرار می‌شود، برخی از كلمات دارای بار اخلاقی منفی از اشعار یك شاعر مشهور،‌ حذف و شعر به گونه‌ای بازسرایی شود كه گزك دست كسی ندهد (توضیحات داخل پرانتزها از صلاحی است).

قهوه‌چی! برخیز و در ده استكان                          خاك بر سر كن غم دور زمان

چایی به چشم شاهد دلبند ما خوش است            زان رو سپرده‌اند به چایی زمام ما

(در نسخه اصل به جای «چایی»، «مستی» آمده است. به نظر، مناسبت چای با چشم بیشتر است، ‌چون وقتی چشم آدم درد می‌گیرد، یا سرخ می‌شود، آن را با چای می‌شویند).

قهوه‌چی! آمدن عید مبارك بادت                          وان مواعید كه كردی مرواد از یادت

روزه یك‌سو شد و عید آمد و دلبر برخاست             چایی و قهوه به جوش آمد و می‌باید خواست

(در نسخه اصل به جای «چایی و قهوه»، «می‌ ز خمخانه» آمده است كه به نظر ما چایی و قهوه با جوشیدن مناسبت بیشتری دارد).

چه شود گر من و تو چند گالن چای خوریم              چای محصول شمالست نه از خون شماست

در این زمانه رفیقی كه خالی از خلل است              سماور حلبی با سفینه غزل است

دیر پیر قهوه‌چی كه بساطش به راه باد                  گفتا بنوش چای و غم دل ببر ز یاد

فریاد كه قهوه‌چی لب‌شكری دوش                       دانست كه مخمورم و چایی نفرستاد

راهی بزن كه آهی بر ساز آن توان زد                    شعری بخوان كه با او یك استكان توان زد

این هم چند بیت از «چایی‌نامه»:

بیار گارسون! آن چای خوش آب و رنگ                 كه گر گربه نوشد،‌ شود چون پلنگ
به من ده كه نوشم سپس تند و تیز                         بخندم،‌ معلق زنم روی میز
بیار گارسون! آن چایی معده سوز                         كه نوشنده‌اش می‌پرد چون فیوز
بده تا به دیوار كوبم لگد                                     به روی سر خود گذارم سبد!

گاهشمار زندگی و آثار عمران صلاحی

۱۳۲۵-۱۰ اسفند تولد در تهران(امیریه)
۱۳۳۲- تحصیل در دبستان صنیع الدوله(قم)
۱۳۳۵- تحصیل در دبستان قلمستان(تهران)
۱۳۳۷- تحصیل در دبستان شهریار و دبیرستان امیر خیزی(تبریز)
۱۳۴۰- چاپ اولین شعر در مجلة اطلاعات كودكان – مرگ ناگهانی پدر
۱۳۴۱- تحصیل در دبستان وحید(تهران)
۱۳۴۵- همكاری با روزنامة توفیق – آشنایی با پرویز شاپور
۱۳۴۷- چاپ اولین شعر نیمایی در مجلة خوشه به سردبیری احمد شاملو
۱۳۴۹- انتشار كتاب ”طنز آوران امروز ایران” با همكاری بیژن اسدی پور – فوق دیپلم مترجمی از دانشگاه تهران
۱۳۵۰- خدمت نظام وظیفه در تهران ، تبریز ، كرمانشاه ، مراغه
۱۳۵۲- همكاری با گروه ادب امروز رادیو به دعوت نادر نادرپور – استخدام در رادیو تهران
۱۳۵۳- انتشار كتاب ”گریه در آب” – ازدواج با هایده وهاب‏زاده
۱۳۵۵- انتشار متاب ”قطاری در مه”
۱۳۵۶- انتشار كتاب ”ایستگاه بین راه” – نمایشگاه مشترك كاریكاتور با پرویز شاپور و بیژن اسدی‏پور در نگارخانه تخت جمشید – شعر خوانی در ۱۰ شب كانون نویسندگان ایران
۱۳۵۷- تولد اولین فرزند (یاشار)
۱۳۵۸- انتشار كتاب ”هفدهم” – سفر به تركیه ، یونان ، بلغارستان
۱۳۶۱- تولد دومین فرزند (بهاره) – انتشار كتاب ”پنجره دن داش گلیر” به تركی
۱۳۶۷- گشایش صفحة ”حالا حكایت ماست” در مجله دنیای سخن
۱۳۷۰- انتشار كتاب ” رویاهای مرد نیلوفری”
۱۳۷۳- انتشار ویژه نامة مجلة ”عاشقانه” در آمریكا
۱۳۷۴- انتشار كتاب ”شاید باور نكنید” در سوئد
۱۳۷۵ – بازنشستگی از صدا و سیما – همكاری با گل‏آقا – همكاری با شورای عالی ویرایش
۱۳۷۷- انتشار كتاب ” یك لب و هزار خنده” و ”حالا حكایت ماست”
۱۳۷۸- انتشار گزینة اشعار – سخنرانی در شش شهر سوئد
۱۳۷۹- انتشار كتاب ” آی نسیم سحری”،”ناگاه یك نگاه”،”ملا نصرالدین”، از گلستان من ببر ورقی” و ” باران پنهان”
۱۳۸۰- انتشار كتاب‏های ”هزار و یك آینه” و ”آینا كیمی” به تركی
و… وفات در  یازدهم مهرماه ۱۳۸۵

درضمن نشریه گل آقا به یاد عمران صلاحی  ویژه‌نامه‌ای  در سایت گل‌آقا منتشر خواهد كرد.چنانچه مایل هستید در این وبنامه  همكاری كنید، آثارتان را به این آدرس بفرستید:

[email protected]


جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*